زاهدی مهمان پادشاهی بود

زاهدی مهمان پادشاهی بود،چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که ارادت او بود و 

چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او ،تا ظن صلاحیت درحق او زیادت کنند

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی

کین ره که تو میروی به ترکستان است

گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید

گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی  که به  کار آید

تا چه خواهی خریدن ای معذور

روز درماندگی به سیم دغل....سعدی

/ 1 نظر / 13 بازدید
خريد vpn

فروش و پشتيباني تخصص ماست. امنيت شما تخصص ما هست با سرويس هاي ما به راحتي و خيالي آسوده به گشت و گذار در اينترنت بپردازيد https://q-five.com http://buyvpniran7.com