در طلب زن دایما تو هر دو دست

در طلب زن دایما تو هر دو دست 

که طلب در راه نیکو رهبرست

لنگ و لوک وخفته شکل و بی ادب 

سوی او می غیژ و او رامی طلب

گربگفت و گه بخاموشی و گه

بوی کردن گیر هر سو بوی شه

گفت آن یعقوب با اولاد خویش 

جستن یوسف کنید از حد بیش

هر حس خود درین جستن بجد

هر طرف رانید شکل مستعد

گفت از روح خدا لاتیاسوا

همچو گم کرده پسر رو سو بسو

از ره حس دهان پرسان شوید

گوش را بر چار راه آن نهید

هر کجا بوی خوش آید بو برید

سوی آن سر کاشنای آن سرید

هر کجا لطفی ببینی از کسی

سوی اصل لطف ره یابی عسی(شاید)

از همه خوشی ها ز دریایست ژرف

جزو را بگذار و بر کل دار طرف....مولانا


/ 0 نظر / 11 بازدید