نمایشگاه نقاشی قاسمی

دی خیال تو بیامد به در خانه دل

در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو...مولانا

نوشته شده در ۱٧ بهمن ۱۳٩٤ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ توسط قاسمی نظرات ()

ساقی تو شراب لامکان را

آن نام و نشان بی نشان را

بفزا که فزایش روانی

سرمست و روانه کن روان را

یک بار دگر بیا در آموز

ساقی گشتن تو ساقیا را

چون چشم بجوش از دل سنگ

بشکن تو سبوی جسم و جان را

عشرت ده عاشقان می را

حسرت ده طالبان نان را

نان معماریست حبس تن را

می بارانیست باغ جان را

بستم سرسفره زمین را

بگشا سر خم آسمان را

بربند دو چشم عیب بین را

بگشای دو چشم غیب دان را

تا مسجد و بتکده نماند

تا نشناسیم این و آن را

خاموش که آن جهان خاموش

در بانگ در آرد این جهان را...حضرت مولانا

نوشته شده در ۱٤ بهمن ۱۳٩٤ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط قاسمی نظرات ()

شاد باش و فارغ و آمن که من

آن کنم با تو که باران با چمن

من غم تو می خورم تو غم مخور

بر تو من مشفق ترم از صد پدر...مولانا

نوشته شده در ۱٠ بهمن ۱۳٩٤ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ توسط قاسمی نظرات ()

هین بکشان هین بکشان دامن ما را به خوشان 

زانک  دلی که تو بری ،راه پریشان نبری

راست کنی وعده خود دست نداری ز کشش

تا همه را رقص کنان جانب میدان نبری (جانب میدان یعنی هوشیاری حضور)

هیچ مگو ای لب من ،تا دل من باز شود

زآنک تو تا سنگ دلی ،لعل بدخشان نبری

گر چه که صد شرط کنی بی همه شرطی بدهی

زآنک تو بس طمعی زر به حرمدان نبری...مولانا

نوشته شده در ۱٠ بهمن ۱۳٩٤ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ توسط قاسمی نظرات ()

ای زغم مرده که دست از نان تهیست

 

چون غفورست و رحیم این ترس چیست...مولانا

نوشته شده در ۸ بهمن ۱۳٩٤ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ توسط قاسمی نظرات ()

بروس ویلیس  میگه

 

اینو به خاطرت بسپار

 

همیشه به آدما به اندازه ای محبت کن

 

که بعدش مجبور نشی بهشون ثابت کنی

 

که یه احمق نیستی...

نوشته شده در ٧ بهمن ۱۳٩٤ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ توسط قاسمی نظرات ()

بعضی از آدما رو باید دوست داشت

 

اما بعضی از آدما رو فقط باید داشت ...به همین سادگی

نوشته شده در ٥ بهمن ۱۳٩٤ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ توسط قاسمی نظرات ()

میدونید که خدا همیشه آنلاینه

 

کافیه دل خودمون رو بروز رسانی کنیم

 

اول از همه به خودم میگم ...همین...

نوشته شده در ٢ بهمن ۱۳٩٤ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط قاسمی نظرات ()